عشق و محبت الهي 1 - محبت چيست؟ محصول محبت الهي براي انسان چيست؟

درباره محبت در روايات صحبت هاي زيادي شده است. ما در روايات لفظ عشق نداريم. اما در بعضي از روايات براي غير خدا استعمال شده است.

ولي شدت محبت را عشق مي‌گويند. ( و الذين آمنوا اشدّ حبا الله )

براي مقدمه بايد عرض كنم كه محبت فرع بر زيبايي و جمال است. هر جا انسان زيبايي را مورد شناخت خويش قرار دهد به آن چيز محبت پيدا مي‌كند اينكه انسان به اشياء زيبا ظاهري علاقه دارد شكل نازله آن است.

شهوت لذت عارضي است ولي نفس درك و شناخت زيبايي محبت‌آور است و موجب حصول لذت دروني و لذت ذاتي مي‌شود، بنابراين نتيجه مي‌گيريم كه محبت تابعه از زيبايي و جمال است كه اين محبت بستگي به ميزان شناخت دارد به همان اندازه كه به جمال جميل شناخت پيدا مي‌كنيم به آن شيء محبت پيدا خواهيم كرد. پس اختلاف مراتب محبت تابع اختلاف مراتب معرفت است لذا بايد ابتدا ببينيم كه اقسام معرفت چگونه است تا بتوانيم اقسام محبت را درك كنيم از ديدگاه اهل معرفت زيبايي حقيقي از خداوند است ( ان الله جميل و يحب الجمال ) ما اگر مهربانيم تا حدي است كه عصباني نشده باشيم و وقتي عصباني شديم آن صفت مهرباني ما مي‌رود. يعني اين عطوفت مقيد است اما صفات خداوند مطلق است يعني خداوند در همان حال كه عطوف است منتقم نيز هست. يعني در تحت هر لطفي قهري است در تحت هر لطفي نهفته است. صفات خداوند عين ذات است و صفات موجودات ممكن عارض بر ذات است بنابراين رحمت الهي غضب الهي است و غضب الهي رحمت الهي است بنابراين از نظر ما مجمع الاضداد است البته اگر از مقرّ الوهيت بنگريم همه صفات عين هم هستند و يكي مي‌باشند.

در عالم كثرت همه چيز با هم تزاحم دارد ولي در عالم وحدت همه چيز يكي‌اند. وحدت دارند نه اتحاد ( كه فرع بر دوئيت است ) لذا شيخ شبستري در مورد وحدت در عالم وحدت چنين مي‌گويد:

حلول اتحاد اينجا محال است

كه در وحدت دوئي عين ضلال است

مانند نور منشور كه اگر از منشور برگرديم يك نور است گفتيم كه يكي از اوصاف الهي جمال است ( اللهم اني اسئلك بجمالك بالجمله و كل جمالك جميل ) از اين منظر لطف و قهرش زيباست.

اينكه اهل معرفت در بعضي احوال عذاب الهي را هم خريدارند و مي‌گويند: “ اگر عذاب از سوي توست راضي هستيم” از اين منظر مي‌باشد.

در دعاي كميل آمده است: «صبرت علي عذابك فكيف اصبر علي فراقك» از آنجا كه عذاب فعل خداست آن را هم مي‌پذيرد.اما آنچه كه حضرت امير (ع) در اين دعاها مي‌فرمايد منظورشان اين است كه نمي‌خواهند در مرحله افعال و صفات الهي بمانند. بلكه مي‌خواهند به ذات برسد بنابراين قسم اول زيبايي، زيبايي مطلق و زيبايي ذاتي است.

قسم دوم زيبايي ، زيبايي عرضي و محدود است .

ما اعتقاد داريم هر چه در عالم هستي وجود دارد تجليات ذاتي و صفاتي خداوند است.

در مباحث عرفاني موجودات اين عالم مظاهري از اسماء الهي هستند و از آن جا كه خداوند زيباست بنابراين همه چيز در اين عالم زيبا مي‌باشد و به عبارتي « احسن كل شيء خلقه » .

خداوند همه چيز را زيبا آفريده است . مرحوم علامه طباطبايي از اين آيه دو استفاده كرده است اولاً همه چيز خلق خدا است و ثانياً همه چيز زيباست منتها زيبايي هر چيزي عرضي است يعني اينكه پرتوي از زيبايي ذات حضرت حق است همچنين محدود و قسمتي از زيبايي حضرت حق است

تا اينجا دو قسم زيبايي را شناختيم. اگر كسي عارف به ذات حق شد و به جمال ذاتي او شناخت پيدا كرد، محبتش هم محبت به ذات او مي‌شود .

اگر خداوند را در مرحله صفات و افعال بشناسيم يعني از پايين به بالا برويم و يا از اثر پي به مؤثر ببريم، ( برهان « انّي ») اين معرفت معرفت عوامانه است. برخلاف آنكه در دعاها مي‌خوانيم « يا من دلّه ذاته بالذات » اينها مي‌گويند چون خداي هست درختي هم هست بر خلاف آنهايي كه مي‌گويند اگر درختي است پس خدايي هم است.

اين دو دسته يعني كساني كه صاحب معرفت افعالي هستند و درك محضر مي‌كنند ( محبت افعالي و صفاتي دارند ) و كساني كه معرفت به ذات پيدا كرده‌اند و درك حضور مي‌كنند وجه مشتركشان اين است كه در عالم غفلت نيستند.

گروه سوم گروهي هستند كه غافلند يعني به همين مظاهري به طور استقلالي محبت مي‌كنند. چرا كه وجودي مجازي را وجودي حقيقي مي پندارند، بنابراين آن محبتشان هم «عشق و محبت مجازي» است.

بنابراين اقسام محبت تابع اقسام زيبايي است.

محبت در مقام افعال متغير و محبت در مقام ذات ثابت است آنكه در مقام افعال محبت به خداوند دارد مانند اين است به خاطر احسان خداوند به او محبت پيدا كرده است لذا زماني هم كه بلايي نصيبش شود محبتش هم از بين مي رود.

اما در مقام ذات چون سرچشمه را پيدا كرده‌ايم بنابراين او را در همه حال دوست داريم لذا محبت در مقام ذات به علت آنكه كامل است عشق گويند .

عبادت در لسان آيات و روايات به معني شناخت و معرفت است « و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون » كه گويند « ايّ الا ليعرفون » عبادت از يك سو موجب معرفت است و از سوي ديگر در مراتب بالاتر محصول معرفت است .

امير مؤمنان عبادت را به سه دسته تقسيم مي‌كنند :

1- دسته‌اي كه خدا را عبادت مي‌كنند « خوفاً من النار »

2- دستة دوم كساني كه « طمعاً للجنه » خدا را عبادت مي‌كنند .

3- دسته سوم خداوند را از روي « حب » عبادت مي‌كنند.

محبت از ديدگاه اميرمؤمنان سه قسم است سه قسم است :

1- شناخت خداوند با صفات قهريه

2- شناخت خداوند با صفات لطفيه

3- شناخت خداوند براي خود خداوند

حضرت امام در اواخر عمر شريفشان فرمودند: در حضور جمع شهادت دو ركعت نماز براي خدا نخواندم.

سپس توضيح مي دهد كه منظور اين است كه دو ركعت نماز كه محصول معرفت به ذات باشد نخواندم.

در مناجات شعبانيه درخواست مي‌كنيم كه به محبت ذات برسيم: « الهي هب لي كمال انقطاع اليك » يعني خدايا مرا از محبت صفاتي و افعالي بيرون آور و به مرحله محبت افعالي برسان.

« اليك » اشاره به مقام ذاتي دارد.

محبت در مقام ذات انسان را صاحب مقام عشق و رضا مي‌كند اما محبت در مقام صفات و افعال انسان را صاحب مقام صبر مي‌نمايد.

/ 4 نظر / 80 بازدید
saghi

خيلی سخت بود اين مطالب... البته شايد قدرت درک من کمه :)

بنده خدا

چطور میشه این محبت رو زیاد کرد؟

reza

چرا این قدر متنت را بدون جذابیت نوشتی وقتی خواندم حوصله ام سر رفت.

همراز

سلام. از مطلب تون استفاده کردم. ولی ای کاش به زبان زیباتری می نوشتید.