لقاء حق سر و باطن روزه

کرامت مخصوص فرشتگان است اما در قرآن به ما فرمود روزه بگيريد تا کريم بشويد. که تقوي محور کرامت است آنگاه انسان کريم گناه نمي کند براي اينکه با کرامت او سازگار نيست نه براي اينکه جهنم مي رود و نه براي اينکه بهشت برود بلکه چون انسان است، گناه نمي کند.

روايات يک سلسله از حکمت هاي ظاهري روزه را بيان مي کند هشام بن حکم از امام صادق - سلام الله عليه - مي پرسد: چرا روزه گرفتن بر مردم واجب شد؟ فرمود: براي اينکه فقير و غني هر دو در امساک يکسان اند هر دو نبايد بخورند و بياشامند. افرادي که دارند و هميشه سيراند اينها رنج گرسنگي را تحمل نکردند لذا بوسيله روزه گرفتن رنج گرسنگي را تحمل مي کنند تا درد گرسنگان را بچشند زيرا کسي که وضع مالي اش خوب است هر وقت هر چه بخواهد در اختيار او است هرگز گرسنه نيست.بنابراين درد گرسنگي گرسنگان را احساس نمي کند و با روزه گرفتن درد فقرا را احساس مي کند و با آنها همکاري خواهد کرد.

اين نازل ترين درجه روزه گرفتن است انسان در غير ماه مبارک رمضان هم نبايد آنقدر بخورد که هميشه سير باشد و درد گرسنگي گرسنگان را نچشد و يا بي خبر باشد و نداند که در جهان چه مي گذرد. اين قدم اول است.

اما روزه تنها براي آن نيست که انسان گرسنه و تشنه بشويد. آن صومي که انسان را به تقوا و فلاح و در نتيجه به کرامت - که وصف فرشتگان است - مي رساند؛ نيست.

امام رضا (ع) در نامه اي به ابن سنان جريان روزه گرفتن را چنين ذکر کرده است:

انسان گرسنگي و تشنگي را براي اينکه خداي او گفت «تحمل بکن» تحمل مي کند. اين حديث يک درجه بالاتر از حديث قبلي را بيان مي کند. اين تحمل را اطاعت از فرمان خدا تبيين مي کند.

خداوند مي فرمايد : « الصوم لي » روزه مال من است و من شخصاً جزاي روزه دار را مي دهم. حال بايد ديد که انسان به کجا مي رسد که خداوند خود مستقيماً جزاي او را به عهده مي گيرد.

حال آيا در آن جا سخن از خوردن و پوشيدن و نوشيدن است يعني خوراکي آنقدر بالا است که در لقاءالله هم جا دارد يا انسان به جايي مي رسد که از آنچه بنام خوردن و پوشيدن و امثال ذلک است مي گذرد و به مقامي مي رسد که جاي خوردن و پوشيدن و نوشيدن نيست. در عين حال که خوراکي ها و پوشاکي ها را در مرتبه نازله دارد فرمود: ان المتقين في جنا ت و نهر في مقعد صدق عند مليک مقتدر.

اگر روزه براي اين است که انسان به تقوي برسد انسان با تقوا دو درجه دارد: يکي همان بهشتي که در ان نعمتهاي فراوان موجود است: ان المتقين في حنات و نهر براي لذائذ ظاهري است. يکي هم عنداللهي شدن است: في معقد صدق عند مليک مقتدر همه براي اين مرحله عندالله است آنجا که ديگر سخن از سيب و گلابي نيست سيب و گلابي از آن جسم و بدن او است جنت و نهر براي بدن او است اما لقاء حق براي روح او است اين سر و باطن روزه است.

/ 1 نظر / 11 بازدید
h.rezaie

سلام امیدوارم همه کارهایتان اینقدر دقیق ومنظم باشد.میلیونها سایتی که منتظر کدهای شما هستند.هزاران همکاری که عاشقانه با شما هستند.وتو خود از همه عاشق تری !!! اما درباره وبلاگ شما واقعا زیباست . سریع هم میباشدومطالب متناسبی با ماه مبارک رمضان دارید. تادیدار بعد خدانگهدار!